X
تبلیغات
تاریخچه ی محلات تبریز
تاریخچه ی محلات تبریز
تاریخچه محله های تبریز

 

 

 

                  درباره محله چهار منار تبریز

 

 

(کويی است کوچک در نفس شهر و قرب بازار، اهل بزرگان و علما و تجار با نام است،

 اواسط الناس در آن کمتر باشد.)

"پل بارماقليق – دربند ميرزا علی اکبر قنسول – دربند ميرزا اکبر کدخدا – خانه علی

آقا تحويل دار – خانه ميرزا محمد – دربند حاج ميرزا عبدالحسين خوشنويس – خانه

اسماعيل خويی – پل حاج محمد امين – مدرسه حاج صفر علی – کاروانسرای

حاج مير محمد حسين ناظم التجار – بازار مسگران – حمام حاج نصر – مدرسه

صادقيه – يخچال صادقيه – کاروانسرای شاهزاده – کاروانسرای ميرزا شفيع –

تيمچه شاهزاده – کاروانسرای ميرزا جليل – کاروانسرای در عباسی – کاروانسرای

 کچه چی – حمام خان – تيمچه ملک التجار – دلاله زن بازار – کلاه دوز بازار –

کاروانسرای خان – کاروانسرای ايکی قاپولی – کاروانسرای حاج سيد حسين –

کاروانسرای خرازی ها – کاروانسرای حاج سيد حسين مسجد داروغه شين –

تيمچه حاج صفر علی – تيمچه حاج تقی گنجه لی – تيمچه حاج شيخ

(سه تيمچه حاج شيخ)- کاروانسرای تخمه فروشان – سراچه بازار – کاروانسرای

حاج ميرزا علی اصغر شيخ الاسلامی – کاروانسرای آقا ميراسماعيل – کاروانسرای

 حاج سيد حسن، در سال 1297 ه.ق در اين محله واقع بوده است حدود کنونی

 اين محله درست مشخص نيست و آن محله کوچکی در نزديک بازار و مجاورت

محله سنجران بوده و مردم آن بيشتر از بازرگانان بوده اند.4

وجه تسميه اين محله به چهار منار، ظاهرا" بايستی به سبب وجود مسجد چهار مناری

 در آن کوی باشد. اعتمادالسلطنه می نويسد: "دو امام زاده در محله چهار منار واقع است

 گويا اسم يکی از آن دو سيد اسمعيل باشد.

 

 

 

 

 

             درباره محله سنجران تبریز

 

 

سنجران، سنجاران، سنجلان (به فتح سين و سكون نون) با هر سه وجه خوانده و نوشته اند،

 اكنون نيز محله كوچكی است با خانه ها و كوچه های تنگ و باريك در سمت غربی

 محله راسته كوچه.

محله راسته كوچه در تبريز از محلات مستحدثه است و ظاهرا” از عصر نايب السلطنه عباس

 ميرزا با اين نام معروف شده است و قسمت بيشتری از اين محله جزو سنجران بوده است.

قبر ابوالحسن موسی در اين محله واقع شده است كه يكی از بزرگان محسوب می شود.

لازم به ذكر است سنجاران يكی از دروازه های ده گانه بارويی است كه قبل از قلعه غازانی

بدور اين شهر كشيده شده بود. مؤلف كتاب روضة الجنان می نويسد دورباروی تبريز شش

هزار گام بوده و ده دروازه دارد كه بدور شهر كشيده شده است و يكی از اين دروازه ها

سنجران می باشد.

نادر ميرزا درباره سنجران می نويسد:

”كوی قديم است و آباد هيچ بستان بدين كوی نبود آن بسته به كوی چهار منار است.

كدخدای اين كوی و قراآغاج آقا صادق مردی است كاردان و به وراثت از فال اين شغل به

دو رسيده و در خوی آن مرد، تندی و جلادت باشد. بيشتر سخن از حرب والات آن كند

 (كوی قرآغاج، و چست دوزان و سنجران) را چون بنگريم بس جای بزرگ و عريض و

طويل است كه بيشتر از نيم فرسنگ درازای او باشد “.

سنجران در گذشته محله بزرگی در مركز شهر بوده ولی امروز جز چند كوچه ای از آن

نمانده است ميدان كلكته چی مركز محله است كه در نزديك قلعه قديم كه برگرد

سنجران كشيده شده بود قرار دارد.

بعيد نيست كه قسمتی از خاك محله راسته كوچه كه جديدالاحداث است سنجران

 در شمار كوچه های آن محله است، و بعضی از محله چهار منار و غيره جزء سنجران

 بوده است. محله راسته كوچه در مركز شهر واقع شده، از شمال به مهران رود

 و از جنوب به مهادمهين(ميارميار) و از مشرق به كوی حرمخانه و از مغرب به محله

 سنجران محدود است . مركز محله را ”ميدان ديك باشي“ و از محلات معروف اين

كوی ”چوخورلار“ می باشد.

چون اين محله در كنار بازار قرار گرفته، بيشتر ساكنان آن از بازرگانان و توانگرانند.

 راسته كوچه از مستحدئات نايب السلطنه عباس ميرزاست و سبب احداث آن

حمل و نقل توپ های عراده دار از آن راه به ماوراء ارس برای جنگ با روسيه بوده است.

”يكی از يرزن های اين محله ”گنج“ نام دارد. و آن را در رسايل و نامه ها چنين نويسند

 ولی در كتب قديم از جمله روضات الجنان كربلايي، انگشت و سرانگشت آمده است،

معنی انگش به زبان تبريزيان، گودال و چاله كم عمق باشد كه مصب آب برای تقسيم و

 گرداندن آب از ممری به ممر ديگر حفر می كند.2

مسجد اصلی محله در ميدان ديك باشی و معروف به مسجد آيت الله انگجی است.

 

 

 

 

 

 

            درباره محله خلعت پوشان تبریز

 

 

جنوب غربی روستای کرگج دهستان باسمنج شهرستان تبريز، در ساحل جنوبی مهرانرود،

در وسط مزرعه سرسبزی که امروز " مزرعه نمونه دانشکده کشاورزي" محسوب می شود،

برج آجری منشوری شکل بلندی جا گرفته که به نام برج خلعت پوشان مشهور است .

ظاهرا در اواخر دوران صفوی بنا شده است و سابقا خلعت اعطايی پادشاهان را در اين برج

 به دوش حاکم آذربايجان می انداختند . در خصوص تشريفات خاصی که اين عمل انجام

می شد رجوع فرماييد به سفرنامه کارری ، ترجمه مرحوم عباس نخجواني، ص 142.مرحوم

 عبدالعلی کارنگ که دوبار از اين برج ديدن کرده اند وضع معماری آن را بدين گونه توصيف می کنند :

 "قاعده برج خلعت پوشان کثيرالاضلاع شانزده ضلعی است . اضلاع شرقی و غربی و شمالی و

 جنوبی قاعده، با هم برابر و از ديگر اضلاع درازترند . برج سه طبقه دارد : طبقه اول و دوم

سرپوشيده و طبقه سوم بدون سقف است . جوانبی که مشرف به جهات چهارگانه اصلی اند

 همه باز و دارای طاق جناغی هستند، اما جوانب دوازده گانه ديگر به شکل ديوار و دارای طاقنما

و تزيينی از کاشی سياه و آبی می باشند . بين طبقه اول و دوم بيست و دو پله و بين طبقه دوم

و سوم دوازده پله وجود دارد " . (آثار باستانی آذربايجان، ص 634 ) امروز از اين برج که يادآور پاره ای

از سنن و آداب باستانی و نمونه ای از شيوه معماری اصيل ايرانی است، برای نگهداری علوفه

 استفاده می شود !

 

 

 

 

 

 

                درباره محله یکه دکان تبریز

 

 

یکه‌دکان (داش‌قاپیلو) یکی از محله‌های شمالی شهر تبریز است. این محله در ورودی شهر از

سمت مرند واقع شده و به‌علت بزرگی مغازه‌هایش به یکه‌دکان (مغازهٔ بزرگ) معروف شده‌است.

 پیش‌تر در این محله باغ‌های حاصل‌خیز متعددی وجود داشته و باغ داش‌قاپیلو (درب سنگی) که

جنس درب ورودی‌اش از تخته‌سنگ بوده، از جملهٔ این باغ‌ها بوده‌است. امروزه بخش بزرگی از

 باغ‌های یکه‌دکان توسط ادارهٔ بازرگانی تخریب و به انبار آهن‌آلات و نیز آپارتمان‌های مسکونی

تبدیل شده‌است.

 

 

 

 

 

 

                 درباره محله یانیق تبریز

 

 

یانیق منطقه‌ای مشتمل بر چندین تپه در جنوب شهر تبریز است. این منطقه در قسمت جنوبی

 ارتش این شهر واقع شده‌است. در جنوب تپه‌های یانیق، باغ شاه‌چلبی قرار داشته که این باغ

 توسط میرزا ابوالحسن آباد گردیده بود و ناصرالدین شاه بارها در آن سکونت گزیده و از آن تعریف‌ها

 کرده بود. در گذشته تپه‌های یانیق جنگل‌های انبوهی بوده‌اند که به‌جهت پناه‌گرفتن هواداران یکی

 از شاعران آذربایجان به‌نام نسیمی در این منطقه، مأموران دولتی آن‌ها را آتش زده و نابود

ساختند. از آن تاریخ به بعد، این منطقه به تپه‌های یانیق (سوخته) معروف شد.

 

 

 

 

 

 

                درباره محله ویجویه تبریز

 

 

ویجویه (ورجی) یکی از محله‌های شمال غربی شهر تبریز است. این محله از سمت شمال

به محلهٔ چوست‌دوزان، از سمت جنوب به محلهٔ قره‌آغاج، از سمت شرق به محله‌های انگج،

 دیک‌باشی و راسته‌کوچه و از سمت غرب به محلهٔ حکم‌آباد محدود شده‌است.

از کوی‌های مهم ویجویه می‌توان به آق‌مسجد، قره‌چی‌لر و علی سیاه‌پوش اشاره کرد.

میدان ویجویه مرکز این محله محسوب می‌شود و بازارچهٔ دروازهٔ ویجویه، خانهٔ حاج محمدحسن

 و کاروانسرای حاج محمدحسین اصفهانی از آثار تاریخی آن به‌شمار می‌روند.

در روضات‌الجنان از وجود آرامگاه دو تن از صوفیان به نام‌های «بالی» و «کالی» در مسجدی در

دروازهٔ ویجویه سخن به میان آمده‌است. نادر میرزا نیز در خاطرات خود قنات‌های سردار،

سنجاق و شعربافان را از مهم‌ترین قنات‌های این محله دانسته و میرزا عبدالله‌خان را

کدخدای ویجویه معرفی کرده‌است.

 

 

 

 

 

                  درباره محله نوبر تبریز

 

نوبر یکی از محله‌های بزرگ و تاریخی شهر تبریز است که در جنوب این شهر واقع شده‌است. این

 محله از سمت شمال به محله‌های راسته‌کوچه و مهادمهین، از سمت جنوب به تپه‌های یانیق،

 از سمت شرق به محلهٔ مارالان و از سمت غرب به محله‌های چرنداب و مهادمهین محدود

 شده‌است. از مهم‌ترین کوی‌های محلهٔ نوبر می‌توان حاج‌اسماعیل، له له بیگ (کوی شهید یوشاری)،

 سیدلر و مقصودیه را نام برد که دارای کوچه‌های پیچاپیچ بسیاری هستند. همچنین قنات‌های اکبرآباد،

 توپچی‌باشی، فتح‌الله‌اف، قورچی‌باشی و ملاباشی در این محله قرار گرفته‌اند. محلهٔ نوبر صاحب ۲۶

 مسجد مختلف است که مسجد قانلی و مسجد میدان از مهم‌ترین آن‌ها هستند. باغ‌شمال که

 مجموعه‌ای متشکل از تأسیسات فرهنگی، مسکونی، نظامی و ورزشی است و نیز لشگر ۲۱

حمزهٔ سیدالشهدا در این محله واقع شده‌اند. مرکز محلهٔ نوبر، میدان مقصودیه می‌باشد که

 از نام مقصودبیگ نامی از سرداران دورهٔ صفویه گرفته شده‌است.

 

بناهای تاریخی نوبر:

 

از آثار و بناهای تاریخی محلهٔ نوبر می‌توان به بازار امیر، بازار پنبه‌فروش‌ها، بازار قائم‌مقام،

بازار مسگران، بازارچهٔ خیابان، بازارچهٔ ساعدالملک، بازارچهٔ فراش‌باشی، پل ششگلان، پل قاری،

 پل میرزاارضی، تیمچهٔ امیر، تیمچهٔ شهیر، چاپارخانه، حمام قاضی، خانهٔ حاج سیدباقر، خانهٔ حاج

 میرزاشفیع آقامجتهد، خانهٔ حاج میرزایوسف‌آقا، خانهٔ محمدآقا سرتیب، خانهٔ میرزاارضی،

خانهٔ میرزاجلیل جاپارباشی، خانهٔ میرزاحسن قافی، خانهٔ میرزارفیع مستوفی، خانهٔ میرزاصادق‌خان

 رئیس، خانهٔ میرزاعظیم مستوفی، خانهٔ میرزانصرالله کشلرنویس، خانهٔ نظام‌العلما، دروازهٔ باغ‌میشه،

 دروازهٔ خیابان، کاروانسرای حاج سیدحسین، کاروانسرای حاج شیخ‌جعفر، کاروانسرای حاج محمد

 قره‌باغی، کاروانسرای حاج میرزاجعفر، کاروانسرای حاج‌حسین، کاروانسرای خلیل‌بیگ، کاروانسرای

 مراغه‌ای‌ها، کاروانسرای مرتضی‌قلی، کاروانسرای مهدی‌خان فراش‌باشی، کاروانسرای میرزااسماعیل،

 کاروانسرای میرزاتقی آجودان‌باشی، کاروانسرای میرزانصرالله، مسجد میرزاابراهیم، مسجد میرزامهدی

 قاضی، مقبرهٔ میرزامهدی قاضی، میدان چوب‌فروش‌ها و میدان هفت‌کچل اشاره کرد.

 

نقل قول ها درباره نوبر:

نادر میرزا دربارهٔ نوبر می‌نویسد:

کویی بس بزرگ است به جنوب شهر افتاده. مردمی بسیار و بیش‌تر باثروت و اهل تجارت‌اند

 و به همهٔ عمارات عالیه و بناهای باشکوه نهاده‌اند و صحن این ابنیه پر از اشعار مثمره و

صنوبرهاست. فواکهٔ آن کوی ممتاز باشد. از آثار قدیمه در این کوی چیزی نباشد... کدخدای این

 محله میرزا لطفعلی‌خان جوانی است باهوش. این کدخدایی از پدر بدو رسیده و به لقب پدر

 کدخداباشی گویند و از دودمان بزرگ و وکیل دیوان‌خانه عم اوست. در این محله هنوز

مسجدی به‌نام کدخداباشی وجود دارد.

 

حسین حافظ تبریزی در روضات‌الجنان دربارهٔ این محله می‌نویسد:

 

مرقد امیر سید رکن‌الدین جرجانی در سرپل نوبر گنبد عالی است و در جنب آن خانقاهی

 است منسوب به جلال طره که وزیری بوده... عمارت مقصودیه که از آثار مقصودبیگ

 بن حسن‌پادشاه آق‌قویونلو بوده و نام محلهٔ مقصودیه نیز مأخوذ از آن است، در این محله

 واقع بوده.

 

 

 

 

             درباره محله نصف راه تبریز

 

نصف‌راه یکی از معابر مهم و قدیمی شهر تبریز است. این محل که امروزه باعنوان میدان جهاد

 نیز شناخته می‌شود، دارای یک زیرگذر است. همچنین در سال ۱۳۸۱ خورشیدی

 پل روگذر ستارخان در این محل افتتاح گردید.

هم‌اکنون نصف‌راه (میدان جهاد) از سمت شمال به بزرگراه آذربایجان و محله‌های شمالی

 شهر نظیر آخونی، جمشیدآباد، حکم‌آباد، قره‌آغاج، لاک‌دیزج و فرودگاه بین‌المللی تبریز،

از سمت جنوب به بزرگراه آزادی و محله‌های جنوبی شهر و از سمت شرق و غرب به

 بلوار راه‌آهن (۲۲ بهمن) مرتبط می‌شود و از این طریق، مرکز شهر را به بزرگراه‌های

 کارگر و ملت در غرب تبریز متصل می‌گرداند.

 

  درباره نصف راه:

 

نصف‌راه در میانهٔ بلوار راه‌آهن که میدان قونقا در مرکز شهر را به میدان راه‌آهن و ایستگاه راه‌آهن تبریز

 در غرب شهر متصل می‌کند، قرار گرفته و شاید این واژه به همین دلیل بر این محل اطلاق شده‌است.

 البته بنابر شواهد موجود، واژهٔ نصف‌راه پس از راه‌اندازی اولین وسیلهٔ حمل و نقل درون‌شهری در

تبریز به‌نام قونقا (قطار شهری) در حدفاصل میدان قونقا تا میدان راه‌آهن رایج شده‌است؛ به‌طوری که

 رانندگان قونقا در پس از پیمودن مسافتی، در نصف‌راه امروزی توقف کرده و پس از پیاده‌نمودن

 شماری از مسافران به جمع‌آوری کرایه‌ها می‌پرداخته‌اند.

 

 

 

 

 

                درباره محله مقصودیه تبریز

 

مقصودیه از محله‌های تاریخی و قدیمی شهر تبریز است. این محله در مرکز شهر و در مابین

 خیابان‌های ارتش جنوبی و طالقانی واقع شده و برخی از ساختمان‌های مهم اداری

 در داخل آن قرار گرفته‌اند. محله مقصودیه در حوزهٔ استحفاظی شهرداری

 منطقهٔ ۳ تبریز واقع شده‌است.

متاسفانه اطلاعات بیشتری نسبت به این محله ندارم .ولی در اولین فرصت

مطالب کاملتری جمع آوری خواهم کرد.اگر مایل به کمک باشید.

 حتما در قسمت نظرات بنویسید.ممنون.

 

 

 

 

 

                  درباره محله مارلان تبریز

 

مارالان (مرالان) یکی از محله‌های تاریخی شهر تبریز است که در سمت جنوب شرقی این شهر

 واقع شده‌است. این محله از سمت شمال به محلهٔ خیابان، از سمت جنوب به تپه‌های یانیق،

 از سمت شرق به باغات محلهٔ خیابان و تپه‌های چاچاداغ و از سمت غرب به محلهٔ نوبر محدود

 شده‌است. محلهٔ مارالان به وسیلهٔ بزرگراه آزادی به مناطق شرقی و غربی تبریز مرتبط می‌شود.

 

در گذشته به‌جهت نزدیکی محلهٔ مارالان به جنگل‌های جنوبی شهر تبریز، گاهی اوقات شمار

 بسیاری از آهوان که در زبان ترکی آذربایجانی مارال خوانده می‌شود، به این محله می‌آمدند

 و به همین علت، نام این محله را مارالان (آهوان) خوانده‌اند.

 

زیارتگاه ننه‌مریم که از زیارتگاه‌های ارامنهٔ تبریز است و قدمت آن به اوایل دورهٔ قاجار می‌رسد،

در مارالان واقع شده‌است. مرکز این محله میدانی به‌نام چارچی (چهارسوق) است. پیش‌تر اکثر

ساکنان مارالان به قالی‌بافی اشتغال داشته‌اند و کارگاه‌های متعدد قالی‌بافی در جای‌جای

 آن وجود داشته‌است. قنات‌های تاجرباشی، قورچی‌باشی و نایب‌السلطنه در این محله

 واقع شده‌اند.

غیاث مهم‌ترین کوی محلهٔ مارالان است که اغلب به‌عنوان محله‌ای کوچک شناخته می‌شود.

 از دیگر کوی‌های معروف این محله می‌توان به ارمنی دونن، چارچی، چوپور،

 حاج خیرالله، خان و ننه‌مریم اشاره کرد.

 

نادر میرزا این محله را مرالان خوانده و آن را از بخش‌های محلهٔ خیابان دانسته

 و دربارهٔ آن می‌نویسد:

((کویی است به جنوب شهر و مایل به مشرق است. هوایی نیک و آبی

فراوان و بساتین خوب دارد و جزء خیابان شمرده‌اند.))

 

 

 

 

 

                 درباره محله لاله تبریز

 

لاله یکی از محله‌های تاریخی و کهن شهر تبریز است. این محله پیش‌تر از روستاهای پیرامون شهر

 به‌شمار می‌رفته‌است. محلهٔ لاله در جنوب غرب شهر تبریز واقع شده و از سمت شمال به

 محلهٔ خطیب، از سمت جنوب به محلهٔ رواسان، از سمت شرق به محلهٔ گازران و از سمت غرب

 به جادهٔ مراغه محدود می‌شود. این محله باغ‌ها و چشمه‌های آب معدنی متعددی را در خود

 جای داده‌است.

 

 

 

 

 

                درباره محله گجیل تبریز

 

گجیل یکی از محله‌های تاریخی و کهن شهر تبریز است. این محله در بین چهار محلهٔ راسته‌کوچه،

 کوچه‌باغ، میارمیار و ویجویه واقع شده‌است. گورستان تاریخی گجیل که به «گورستان عرفا»

معروف بود، در دوران پهلوی تخریب شد و در محل آن، باغ گلستان (نخستین پارک شهر تبریز)

 احداث گردید. این گورستان به همراه گورستان‌های سرخاب (شعرا) و چرنداب (وزرا) از جملهٔ

 مشهورترین گورستان‌های شهر تبریز بوده‌است.

گجیل در لغت به معنای محل پرازدحام و شلوغ است. این محله از قدیم به‌عنوان استراحت‌گاه

کاروانیان و محل فروش میوه و محصولات کشاورزی شهرها و روستاهای پیرامون تبریز شناخته

 می‌شده‌است. درب تاریخی گجیل که برج‌ها و تاق‌های بلندی داشته و یکی از درب‌های نه‌گانهٔ

 تاریخی شهر تبریز محسوب می‌شده، در سال ۱۳۳۸ خورشیدی و در جریان احداث خیابان

فلسطین (ملل متحد) توسط شهرداری وقت تخریب گردید.

در دوران پهلوی، شهربانی براساس طرحی سعی در متمرکزکردن مشاغل ناهنجار اجتماعی

 و به تبع آن اراذل و اوباش در این محله برآمد و نتیجهٔ آن تبدیل گجیل به یک منطقهٔ نامطلوب و

ناخوشایند شهری شد. در سال ۱۳۴۵ خورشیدی، پایانهٔ مسافربری شهر تبریز در ضلع شرقی

 این محله احداث گردید و همین امر باعث شلوغی و رفت و آمد مسافران در این منطقه گردید.

کمال خجندی در وصف این محله می‌گوید:

          

           تبریز مرا راحت جان خواهد بود                    پیوسته مرا ورد زبان خواهد بود

          تا درنکشم آب چرنداب و گجیل                     سرخاب ز چشم من روان خواهد بود

 

 

 

 

         درباره محله کوچه باغ تبریز

 

محله ای بزرگ و طولانی است، به مغرب جنوبی شهر افتاده، نزديک یه

 فرسنگی (يک فرسنگ درازای اين کوی است) اين محله از شمال به

 قره آغاج، از جنوب به شمال کوی شهريار، از مشرق به گجيل و از

 مغرب به آخونی ختم می شود. يک کوچه پهن در وسط محله وجود

 دارد که سرتاسر از شرق به غرب آن کشيده شده و کوچه های فرعی

 بسياری از آن منشعب هستند. در جريان انقلاب مشروطيت اهالی اين

 محل از طرفداران مشروطيت بودند. ميان اصلی آن مقابل مسجد

 مير محمد واقع بوده . نادر ميرزا آن را همه آباد ديده است. همچنين

 آن را دارای قنواتی می داند مانند "قنات علی اکبر" و قنات کرشخونی .

طبق اظهارات ريش سفيدان محل نام کوچه باغ بی ربط با وجود باغات

 مختلف در اين کوی نيست لذا به راحتی می توان گفت که در ايام

نه چندان دور اطراف اين کوی تماما" مملو از باغ و بستان بود. اين

 محل در سابق ظاهرا" جزء محله نوبر به شمار می رفت.

نادر ميرزا درباره اين محل چنين می نويسد :

محله ای است بزرگ و طولانی به مغرب جنوبی شهر نزديک یه فرسنگی

 درازای اين کوی است برزن ها دارد همه آباد. اين کوی سراسر بساتين

 زر و ديگر فواکه است کدخدای اين کوی و کوی درب سرد

( درب گجيل) حاج ميرزا نصيرحاج ميرزا نصيرخان است.

 

 

 

 

 

 

               درباره محله کجاآباد(کجوار)

 

کوجوار یکی از محله‌های تاریخی شهر تبریز است. این محله در جنوب غرب شهر (جنب پالایشگاه

 و پتروشیمی) واقع شده و جزء محدودهٔ شهرداری منطقهٔ ۷ محسوب می‌شود. در ۲ بهمن ۱۳۸۵

خورشیدی، با مجوز کمیسیون نام‌گذاری معابر و اماکن عمومی شهر تبریز، نام این محله به‌دلیل

حفظ نام‌های تاریخی از کجاباد به کوجوار بازگردانده شد. برطبق قانون تقسیمات کشوری ایران،

 این محله قبلاً یکی از روستاهای دهستان آجی‌چای بخش مرکزی شهرستان تبریز محسوب

 می‌شده که در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، به شهر تبریز پیوست و امروزه یکی از محله‌های

  پیرامون شهر به‌حساب می‌آید

 

معیت

تغییرات جمعیت کوجوار بین سال‌های 1345 تا 1385 خورشیدی.

 

براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی، جمعیت کوجوار بالغ بر

 ۵٬۶۶۱ نفر بوده که از این تعداد ۳٬۰۲۴ نفر مرد و ۲٬۶۳۷ نفر زن بوده‌اند. همچنین برپایهٔ همین آمار،

شمار خانوارهای ساکن در این محله بالغ بر ۱٬۴۹۸ خانوار بوده‌است. از لحاظ وضعیت سواد نیز از

مجموع جمعیت کوجوار، ۴٬۱۱۹ نفر را باسواد و ۹۷۰ نفر را بی‌سواد تشکیل می‌دهد.

 

اقتصاد:

 

کارخانه‌های آجرسازی در کوجوار.

 

اکثر ساکنان کوجوار در کارگاه‌های صنعتی مشغول تولید لوازم خانگی و صنعتی هستند. در گذشته

 این محله باغ‌های فراوانی را در خود جای داده بود که منبع درآمد ساکنان محسوب می‌شدند؛

 ولی امروزه به‌جهت مستقرشدن کارخانه‌های تولیدی و صنعتی شهر تبریز در این منطقه و

آلودگی ناشی از آن، اکثر این باغ‌ها از بین رفته‌اند. آجر کوجوار که در کارخانه‌های آجرپزی اطراف

 این محله تولید می‌شود، مهم‌ترین کالای صادراتی کوجوار به‌شمار می‌رود. پیاز، گندم و کلزا

 نیز مهم‌ترین محصولات کشاورزی این منطقه محسوب می‌شوند.

 

==اسامی برخی از کارخانه ها: -براساس اخرین امار بالغ بر200 کارخانه وکارگاه

 دراین محله موجود می باشد.

 

  • سوزان
  • سیلوان
  • جواهران
  • آذين لعاب سهند
  • زرين گاز
  • ایدین جواهری
  • پردیس خذر
  • ایمن افروز
  • اتش افروز
  • ادیسان
  • پادیسان
  • اذر یاشار سهدند
  • انا
  • اتش افروز غرب
  • ایسان خزر
  • گالان
  • بریجن

 

 

شوش یولی از محلات بزرگ کوجوار

 

نامهای دیگر کجاآباد:

 

نام‌های دیگری که برای کوجوار نوشته شده‌اند، عبارتند از:

  • کجاباد (Kojabad)
  • کجاآباد (Kojāābād)
  • کج‌آباد (Kojāābād)
  • کجوار (Kojovar)
  • کُجَوار (Gujavār)
  • کَج‌آباد (Kajābād)
  • کَجوار (Gujavar)

 


مختصات جغرافیایی:

  • طول جغرافیایی: ۴۶۰۸۱۳
  • عرض جغرافیایی: ۳۸۰۳۴۳
  • ارتفاع از سطح دریا: ۱۳۳۰ متر

 

فاصله نزدیکترین شهرها و روستاها از کجاآباد:

 

  • شمال (مایان علیا: ۶٫۴ کیلومتر؛ خواجه‌دیزج: ۸٬۲ کیلومتر)
  • جنوب (سردرود: ۵ کیلومتر؛ قلعه‌چه: ۶٫۲ کیلومتر)
  • شرق (خلجان: ۸٫۴ کیلومتر؛ آخماقیه: ۶٫۴ کیلومتر)
  • غرب (باغ معروف: ۴٫۶ کیلومتر؛ مایان سفلی: ۴٫۲ کیلومتر)

 

 

 
 
 
باغ‌های میوه در حال انقراض

 

فاصله بقیه شهرها و محله ها و روستاهای اطراف کجاآباد:

 

  • شیخ‌حسن: ۶٫۶ کیلومتر
  • رواسان: ۷٫۱ کیلومتر
  • اسبس: ۸٫۷ کیلومتر
  • قراملک: ۹٫۸ کیلومتر
  • ینگی‌کند: ۹٫۹ کیلومتر
  • نوجه‌ده: ۱۰٫۷ کیلومتر
  • لاله: ۱۰٫۹ کیلومتر
  • الوار علیا: ۱۱٫۱ کیلومتر
  • ورنق: ۱۱٫۸ کیلومتر
  • الوار سفلی: ۱۲٫۱ کیلومتر
  • لاهیجان: ۱۲٫۲ کیلومتر
  • آخوله: ۱۲٫۳ کیلومتر
  • اسفهلان: ۱۳٫۱ کیلومتر
  • ساری‌داغ: ۱۳٫۴ کیلومتر
  • بارانلو: ۱۴ کیلومتر
  • فرودگاه تبریز: ۱۵٫۲ کیلومتر
  • سهلان: ۱۵٫۳ کیلومتر
  • اسنجان: ۱۵٫۶ کیلومتر
  • قزل‌دیزج: ۱۵٫۷ کیلومتر
  • کرجان: ۱۶٫۳ کیلومتر
  • قره‌تپه: ۱۶٫۸ کیلومتر
  • خسروشهر: ۱۷٫۳ کیلومتر
  • آناخاتون: ۱۷٫۷ کیلومتر
  • باویل سفلی: ۱۸ کیلومتر
  • باویل علیا: ۱۸ کیلومتر
  • تازه‌کند ۱۸٫۳ کیلومتر
  • کلجاه: ۱۸٫۵ کیلومتر

 

 همچنین یکی از دوستان محترم آقای معصومی درباره محله کجاآباد نظری برای

 ما ارسال کرده اند که برای شما مینویسم:


در مورد نام محله كجوار نظري داشتم . اين محل به علت كشاورزي خوب و پر رونق

در گذشته و آن هم به علت زمين و خاك مرغوب آن گوجي وار ( زور و يا قدرت دارد)

تلفظ مي شد .  با تشکر از آقای  معصومی.

 


 

 

 

                درباره محله قره آغاج تبریز

 

قره‌آغاج یکی از محله‌های تاریخی و کهن شهر تبریز است که در سمت شرق این شهر واقع شده‌است.

 این محله از سمت شمال به محله‌های حکم‌آباد و ویجویه، از سمت جنوب به محلهٔ کوچه‌باغ، از سمت

 شرق به محلهٔ گجیل و از سمت غرب به محلهٔ آخونی محدود شده‌است. به‌جهت فراوانی درختان بزرگ

 و تاریخی نارون (به ترکی آذربایجانی: قره‌آغاج) در این منطقه، این محله بدین نام خوانده شده‌است.

 امروزه خیابان قدس به‌عنوان اصلی‌ترین خیابان محلهٔ قره‌آغاج شناخته می‌شود.

در کتاب‌های مختلف تاریخی نظیر «الشقایق النعمانیه فی علماءالدولة العثمانیه» و «تاریخ عالم آرای

 امینی» ذکر گردیده که این محله تا سده‌های نهم و دهم هجری از محله‌های اصلی شهر تبریز به‌شمار

 نمی‌رفته و از روستاهای پیرامونی آن محسوب می‌شده‌است. هم‌اکنون مسجد تاریخی

  «حاج میری» در قره‌آغاج قرار گرفته‌است.

مهم‌ترین کوچهٔ محلهٔ قره‌آغاج، کوچهٔ طاق‌لار است که در گذشته سرپوشیده و طاقدار بوده و دروازهٔ

 قره‌آغاج در ورودی این کوچه واقع شده بود. پیش‌تر دخمه‌ای در کوچهٔ طاق‌لار یافته شد و

برخی را اعتقاد بر این بود که آرامگاه شمس تبریزی است.

 

نادر میرزا دربارهٔ قره‌آغاج می‌نویسد:

قراآغاج کویی است به مغرب شهر سکان آن اهل معرفت و صناعت و بساتین آن نیز اندک است.

 کدخدای این کوی آقای صادق مردی است کاردان و بوراثت از حال این شغل به وی رسیده و

 در خوی آن مرد تندی و جلادت باشد. بیش‌تر سخن از حرب و آلات آن کند.

 

 

 

 

 

            درباره محله قراملک

 

 

قَرامَلِک (قَره مَلیک) یکی از محله‌های تاریخی و قدیمی شهر تبریز است. این محله از سمت شمال به

 تلخه رود (آجی چای) از غرب به مایان و کوجوار و از جنوب به راواسان و از شرق به محله هکماباد و

شام قازان منتهی شده‌است. مسجد جامع و امام حسین و صاحب الزمان(عج) از مهم‌ترین

 مساجد در میان مساجد ده‌گانهٔ محلهٔ قراملک است.

مغازه‌های قدیمی قراملک.

در عهد ناصرالدین شاه باروهای شهر بکلی از بین رفت... بدین جهت قسمتی از شهر که موسوم

 بقلعه (شامل محلات: چارمنار، سرخاب، دوه چی، ویجویه [ عامیانه : ورجی ]، مهادمهین

[ عامیانه : میارمیار ]، نوبر، مقصودیه و غیره) بود اکنون از قسمت بیرون حصار

 (محلات : اهراب : لیل آباد [ عامیانه : لیلاوا ]، چرنداب، خیابان، باغمیشه... الخ) جدا نیست و

همچنین قصبات حومه ٔ قدیم واقع در سمت مغرب شهر (امیرخیز، چوست دوزان، حکم آباد

 [ عامیانه هکماوار ]، قراملک، قراآغاج، آخونی، کوچه باغ، خطیب) و مارالان (واقع در سمت جنوب

 شرقی) بشهر ملحق شده‌است و شهر از سمت غرب و جنوب غربی توسعه پیدامیکند...

 

چارداق‌های اراضی کشاورزی قراملک.

 

به همین سبب در حال حاضر نیز پا به سن گذاشته‌ها فقط قسمت بازار و داخل قلعه را شهر میخوانند.

 درباره قدمت این منطقه اطلاعی بیشتری در دست نیست اما بیشتر قدمت آنرا به قرن هشتم و نهم

 هجری مرتبط میدانند اما با توجه به اینکه شغل اجدادی بیشتر مردم این مناطق کشاورزی می‌باشد

 و همچنین با توجه به چارداق‌های با شکل و طرح بخصوص بجا مانده در اراضی کشاورزی قراملک

 که جزو ابتدایی‌ترین خانه‌های بشریت می‌باشد این منطقه حرفهای زیادی درباره قدمت خود

 دارد که مجال کارشناسی زیادی را میطلبد.

 

 

نظریه درباره قراملک:

 

درباره وجه تسمیه قراملک نیز نظریات متفاوتی وجود دارد که از جمله معروف‌ترین آنها:

۱- نظر پروفسور مینورسکی:

کتاب تاریخ تبریز مینورسکی: (بعید نیست که قره ملک نیز از آثار غازان خان بوده و به نام وی موسوم

 به قریه ملک شده که اینک به طور مخفف «قره ملک» تلفظ می‌شود(تاریخ تبریز مینورسکی،

توضیح مرحوم کارنگ، ص۸۱))

در بحث اینکه نام این محلّه از تبریز هیچ وقت «قریه ملک» نبوده هیچ شک و ابهامی وجود ندارد،

 مؤلف کتاب «تاریخ تبریز مینورسکی» به نادرست از عبارت ذکر شده برای این محلّه نام برده‌است

 که نظر شخصی مؤلف بوده‌است و هیچ سند یا دلیلی بر ادعای خود نداشته‌است چرا که از کلمهٔ

«بعید نیست» استفاده کرده و تاریخ یک محله را با این جمله خود منحرف کرده‌است (متاءسفانه

 تاریخ بازیچه‌ای شده‌است دربین اشخاص تا هرکس تاریخ را به نظریات و سلیقهٔ شخصی خود

 منحرف و به نسل‌های آینده تقدیم کند) البته من آثار ارزشمند پروفسور مینورسکی روسی را

 ارج مینهم منتها تاریخ چیزی نیست که طبق سلیقه و نظرات غیر استناد هر شخص نوشته شود

 به هر حال.اگر فرض را براین بگذاریم که این حرف مؤلف درست باشد، مردم ترک زبان به طور طبیعی

 همیشه در زبان محاوره «کسره» را به حرف «ی» تبدیل میکنند در حالی که در واژهای قریه ملک

 و قره ملک چنین اثری مشاهده نمیشود دلیلی دیگر که میتوان برای این مطلب آورد اینکه در زمان

 حکومت ایلخانیان ترک و پادشاهی سلطان محمود غزنوی هنگامی که سلطان محمود تبریز را برای

 پایتختی برگزید روستای شام (شام غازان کنونی) را بخاطر آب و هوای خوب آن برای ساختن قصر

 خود برگزید و مردم بومی روستا ی شام را از آنجا کوچانید و بومیان آن منطقه بخاطر اینکه همه

 سبزیکار بودند به قسمت شمالی روستای شام در کنار رود خانه آجی چای که برای سبزیکاری

 مناسب بود رفته و در آنجا سکنا گزیدند و به علت اینکه همهٔ آنها سبزیکار بودند این منطقه به هامی

 کاوار مشهور شد، این لغت ترکی از دو وا ‍‍ژهٔ (هامی+ کاوار) تشکیل شده‌است «هامی» در ترکی به

 معنای «همه» و کاوار نیز در ترکی به معنای سبزی و سبزیکار اطلاق می‌شود که بعدها در زبان

عامیانه مردم به هامیکاوار – هوکوماوار و حکماوار کنونی تبدیل شد؛ توجه فرمایید که نام ترکی برای

 این منطقه اطلاق شده‌است چگونه ممکن است قراملک یکی از آثار سلطان محمود غزنوی ترک باشد

 اما نام آن ترکی نباشد پس بودن نام قریه ملک برای این منطقه واژ ه‌ای است نادرست چرا که «قریه»

 نامی است فارسی- عربی و ملک هم فارسی-عربی است در حالیکه سلطان محمود میتوانست

 نام این منطقه را «ملیک کندی» نام گذاری کند.


۲- نظر قُرّاءالمُلک:


این واژه از دو کلمهٔ عربی: «قُرّاء»+«المُلک» تشکیل شده‌است که قُرّا به معنی روستاها و المُلک به

 معنی زمین می‌باشد که در ترکیب به واژهٔ بی معنی «زمین روستاها» اطلاق میشود. این نظر نیز هیچ

 استنادی ندارد و از نظر تایید نظریه در اقلیت می‌باشد و تنها بعضی از همشهریهای عزیز طبق

 نظر پردازی خود این نظریه را ذکر کرده‌اند که علاوه بر نبود استناد از گذشته تا حال حاضر نیز در هیچ

 مکتوبی چه در اسناد محلی و چه در کتابها ذکر نشده‌است حتی همشهریان نیز از هیچ کسی

 این نام مجعول را به ارث نبرده‌اند اما چندی پیش در سفر رئیس جمهور آقای احمدی نژاد به تبریز

 خبرگذاری ایرنا به صورت من درآورده این نام را استفاده کرده و بقیه خبرگزاری‌ها و مطبوعات نیز

 از این واژه استفاده کرده‌اند.


۳- نظریه قَرا المُلک:


این واژه از دو کلمهٔ عربی: «قراء»+«المُلک» تشکیل شده‌است که قَرا به معنی صفت جمع کردن !!!

 (از من در آورده در قاعده عربی) و المُلک به معنی زمین می‌باشد که در ترکیب به واژهٔ «زمین‌ها»

 اطلاق میشود.این نظریه پردازان این نظریه نیز در اقلیت میباشند


۴-نظریه قَرامَلِک:


این نظریه قاعدهٔ فارسی شدهٔ قره ملیک می‌باشد که واژهٔ «قَرا» در ترکی لهجهٔ تبریزی همان «قره»

 می‌باشد منتها در زمان شعر گفتن برای هماهنگی با ابیات شعر و قاعده طولانی کردن صوت

 (مانند: قرا پرچم لر) به قرا تبدیل شده‌است. ملک نیز فارسی شده ملیک می‌باشد که در حال

 حاضر در اسناد رسمی دولتی با این نام نوشته و خوانده میشود.


و اما نظریه قره ملیک:


۱- بعضی اهالی قراملک علت نام گذاری این محله را به اصلی و کرم مربوط میدانند. چرا که نام

پدر اصلی (مریم) قاراملیک بوده‌است و چون قاراملیک خود در منطقه کنونی قراملک سکنا

 داشته‌است این منطقه به این نام نامیده شده‌است.

قاراملیک کلمه‌ای است ترکی که از دو واژهٔ (قارا+ملیک) تبدیل شده‌است.

قارا یا قره (قرا) در ترکی به معنای سیاه می‌باشد؛ اما این واژه وقتی برای اشخاص و یا مناطق بکار

برده می‌شود نماد بزرگی یا صفت بد بودن این اشخاص یا مناطق را نشان میدهد و همچین ترکها

 همیشه چهار رنگ قیزیل، قارا (قره یا قرا)، آق، گوی را برای افراد یا مناطق به منزله نماد بکار برده‌اند

 (رودخانه قیزیل اوزن، گوی مچید، قره ملک، قره آغاج، آق بلاق، آق سو) چنانکه در کلمات (قره باغ،

 قره داغ، قره آغاج، قره ملیک، قره چمن، قره سو، قره داش و...) مراد بزرگی بوده‌است نه رنگ

سیاه (مثلاً قره باغ بخاطر بزرگی باغ به این نام نامگذاری شده و سیاهی باغ اصلاً معنی ندارد)

 ملیک هم واژه‌ای ست کریستین (مسیحی نه ارمنی!!!) در ترکی به معنای شاه یا داروغه و در

بعضی نوشته‌ها نماد بد صفت بودن بکار برده میشود.

قاراملیک به مرور زمان در زبان عامیانه مردم ترک زبان تبریز به قره ملیک و بعدها با گویش فارسی

 به قره ملک – قراملک تبدیل شده‌است.


۲- و اما آخرین نظریه در باب نظریه قره ملیک اینست که در زمان حکومت اتابکان آذربایجان پهلوانی

 فقیر و سیه چرده از تبریز که دراین منطقه (قره ملیک) سکنا داشته‌است طبق رسم آنزمانه در

 کشتی‌های معروف شاهزاده جهان پهلوان به اصرار مادر پیرش شرکت کرده و در دید حیرت زدهٔ

 مردم موفق می‌شود پشت پسر جهان پهلوان را سه بار بر زمین زده و بر پهلوان اتابکان غالب

 می‌شود این موفقیت چنان مردم تبریز را حیرت زده می‌کند که نام این محله از شهر تبریز را با

 نام آن پهلوان، قاراملیک مینامند./ (آلتایلاردان سهندیمیزه/نویسنده: امید نیایش)

 

 

مکانهای دیدنی محله قراملک:

 

این مناطق (قراملک-شام قازان) بعلت دوری از مرکز شهر همیشه مورد بی لطفی مسؤلین بوده

 و هست و مکانهای مقدس و تاریخی این مناطق دستخوش نابودی قرار گرفته‌اند. چنانکه در محله

 شام قازان و قراملک دیگر خبری از آثار تاریخی نمیباشد. تنها اثر تاریخی بجا مانده این مناطق

مسجد جامع قراملک می‌باشد که در دست تعمیر میباشد. یکی دیگر از مکانهای مقدس برای

اهالی مقبره پیرحسن در کنار اتوبان غرب تبریز واقع در اراضی کشاورزی قراملک می‌باشد که با

 بی توجهی مسولین در حال نابودی میباشد! قراملک افتخار گذر جاده ابریشم را نیز از خود

داشته‌است و خیابان وحدت امروزی همان جاده ابریشم باستانی می‌باشد و در کنار این جاده

 کاروانسراهایی که امروزه بجز اسامی خالی دیگر آثاری از آنها باقی نمانده‌است. باغات قراملک

 در کنار دیگر باغات محلات دیگر روزگاری تبریز را به شهر باغات معروف کرده بودند که امروزه دیگر

 به مدد کارخانجات خبری از سرسبزی نیست و بودجه‌ای را که هر کارخانه صنعتی میبایست

 برای آلودگی محیط زیست به درختکاری و ایجاد پارکها و باغات جدید بپردازد به دست فراموشی

 سپرده شده و مناطق سرسبز تبریز تبدیل به مناطق سیاه ماشینی و صنعتی شده‌است.

 امیدواریم مسئولین با ایجاد باغات و پارکهای بیشتر در این مناطق بار دیگر تبریز شهر

باغات را به نسل جدید ارائه دهند.

 

ماشین سازی تبریز نماد قراملک:

 

مجسمه کارو اندیشه میدان ماشین سازی تبریز.

 

محله قراملک بعد از ایجاد کارخانه ماشین سازی تبدیل به منطقه‌ای صنعتی شد و کارخانجات زیادی

 از قبیل ایدم، پمپ ایران، بنیان دیزل و...در این منطقه ایجاد شدند اما با این حال کارخانه ماشین سازی

 تبریز دیگر در سطح شهر تبدیل به نماد این محله شده‌است و مجسمه کار و اندیشه اثر

بهروز حشمت در وسط میدان ماشین سازی نماد محله قراملک میباشد.






منابع:



  • وبلاگ قراملک تبریز
  • [۱]
  • [۲]
  • کتاب اصلی ایله کرم
  • محلات تبریز
  • نقشه هوایی و مشخصات دقیق جغرافیایی
  • باغات تبریز
  • نام قراملک
  • نقش قراملک در مشروطیت

 

 

 

 

 

            درباره محله عمو زین الدین

 

 

عَموزِیْنُ‌الدّینْ (اَمیرْزِیْن‌ُالدّینْ) یکی از محله‌های شمالی شهر تبریز است. این محله از سمت شمال

 به رودخانهٔ مهران‌رود، از سمت جنوب به محلهٔ حکم‌آباد، از سمت شرق به محلهٔ چوست‌دوزان و

 از سمت غرب به محلهٔ جمشیدآباد محدود شده‌است. در یکی از وقف‌نامه‌های مربوط به دوران

قراقویونلوها به‌نام وقف‌نامهٔ مظفریه، نام عموزین‌الدین باعنوان «امیرزین‌العارفین» مکتوب شده‌است.

 از قنات‌های معروف این محله می‌توان به ایلان‌لو، علی‌خاتون و میرقاسم اشاره کرد.

 مسجد تاریخی معجز از مهم‌ترین مساجد عموزین‌الدین به‌شمار می‌رود.

 

 

 

 

 

 

                 درباره محله عباسی تبریز

 

 

خیابان عباسی اصلی ترین، مهمترین و بزرگترین خیابان محله تاریخی باغمیشه تبریز است که در

 امتداد شرقی - غربی این محله واقع شده و حدود 5 کیلومتر طول دارد. امروزه مردم تبریز،

 محله باغمیشه را با نام محله عباسی اطلاق می کنند.

 

 

بناهای تاریخی عباسی:

 

محله عباسی تبریز از نظر تاریخی بسیار غنی می باشد، چرا که بنایی نظیر ربع رشیدی در

محدوده ای نزدیک به چهار راه عباسی خود نمائی می کند و از طرفی دیگر نیز در راه پارک معروف

 " قله " مقبره دو کمال قرار دارد که آرامگاه کمال الدین بهزاد نقاش معروف و

 کمال الدین مسعود خجندی شاعر معروف است.

 

توپوگرافی عباسی:

 

محله عباسی، آب و هوایی متغیر دارد. به طوری که قسمت های غربی محله آب و هوایی تقریباً

 یکسان با ایستگاه هواشناسی سینوپتیک فرودگاهی و جو بالای تبریز دارد، اما قسمت های شرقی

و انتهایی محله نزدیک به شهرک باغمیشه، آب و هوایی کوهستانی دارد. در فصول گرم سال نیز

بارش تگرگ و رگبار باران باعث ایجاد سیلاب هایی شدید در مسیر غربی - شرقی با منشأ بارندگی

 در شهرک باغمیشه و در مسیر شمالی - جنوبی با منشأ بارندگی در دامنه های عون بن علی

 و یوسف آباد می شود که در مواقعی نادر و با تلفیق این دو سیلاب در چهار راه عباسی، سیلاب

عظیمی به سوی خیابان هفت تیر و محله سرچشمه روانه می شود.

 

 

مراکز مهم اداری عباسی:

 

از جمله مراکز اداری و رفاهی این محله می توان به اداره پژوهشی هواشناسی - آب شناسی،

مرکز مخابرات شهریار، مجتمع عظیم آذر ساتر آپ، مرکز مراقبت از سالمندان آخر عباسی،

بیمارستان شمس، کلانتری 12 تبریز و بیمارستان چشم پزشکی نیکوکاری اشاره کرد.

 

 

کوی ها و محله های عباسی:

 

پس از چند تکه شدن محله قدیمی و تاریخی باغمیشه تبریز و محدود شدن و تغییر نام و مکان آن

 به شهرک تازه تاسیسی در شمال شرقی تبریز، تمامی کوی ها و محله های زیر مجموعه

باغمیشه به زیر سلطه محله عباسی در آمدند که از جمله آن ها می توان به سیلاب، یوسف آباد،

احمد آباد، پل سنگی، بيلان کوه، قله، سرچشمه، بهشتی و شهدا اشاره نمود.

 

نام گذاری و تاسیس خیابان فرح:

 

تا پیش از ازدواج فرح پهلوی با محمد رضا شاه پهلوی " آخرین شاه ایران "، این خیابان وجود خارجی

 نداشت و به صورت کوچه ای بود که دارای سراشیبی و سربلندی های فراوان بود. پس از ازدواج شاه

 با فرح، به دلیل ترک بودن فرح و توجه وی به آذربایجان، این خیابان ترمیم، مسطح و آسفالت گردیده

 و طی اولین سفر آنها به تبریز، افتتاح شد. نام این خیابان ، " فرح " انتخاب شد.

 

نقش محله در حرکت های مردمی:

 

 

این خیابان در جریان انقلاب اسلامی ایران، از مهمترین کانون های تظاهرات مردمی بود و طی

 سال های آخر حکومت محمدرضا، شاهد درگیری های گسترده و خونین مردمی و ماموران امنیتی

 شاه شد، به طوری که در واپسین روزهای حکومت رژیم شاه، ارتش شاه اقدام به مستقر نمودن

تانک در محل کنونی چهار راه عباسی نموده بود، با این وجود هیچگاه جرأت شلیک توپ تانک

توسط مأموران رژیم شاه به سوی مردم خشمگین ایجاد نشد. همچنین در طول هشت سال

 جنگ ایران و عراق نیز این محله شهدای زیادی را تقدیم خاک وطن نمود.

 

تغییر نام خیابان از فرح به عباسی:

 

پس از انقلاب اسلامی ایران نام این خیابان به "عباسی" تغییر یافت.

 

 

بناهای تاسیس شده پس از انقلاب اسلامی ایران:

 

از جمله بناهایی که پس از انقلاب اسلامی در این خیابان و محله ساخته شده اند، می توان به "

 منظره سنگ آبی عباسی " که در زمان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی و " پل رو گذر خواجه

 رشیدالدین چهار راه عباسی " که در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی افتتاح گردیدند اشاره کرد

 هر چند که در اوایل سال ۱۳۸۹ شمسی و پس از وخامت اوضاع ترافیکی این خیابان بزرگ و جوابگو

 نبودن این خیابان به حجم سواری های موجود در این خیابان، زیر رو گذر واقع در چهار راه عباسی

 گشوده شد و دوباره چراغ های راهنمایی زینت بخش چهار راه عباسی شدند! هم اکنون نیز طرح

 ساماندهی شاخه ای از مهران رود که از محدوده ای نزدیک به چهار راه عباسی می گذرد، در حال

 اجراست. این طرح در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به تصویب رسید و بخشی از

مراحل اجرائی آن در اواخر سال 1388 شمسی به پایان رسید؛ همچنین با اجراي طرح ميدان شهيد

 فهميده در دوره اول ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد ، كه با مهندسي بسيار مدرن و روز انجام

 گرفت، بر اهميت خیابان عباسی كه به چند شهرك از جمله باغمیشه، رشديه، ولي امر، بارنج،

نیروی هوایی و کوی ولي عصر راه دارد افزوده شد. در دی ماه سال 1389 شمسی نیز پروژه پل عابر

 گذر از بیلانکوه به سرچشمه ( از مقابل مسجد علی بن ابی طالب به بازارچه میوه سرچشمه )

 وارد مراحل اجرائی شد، که پس از پی ریزی پروژه، به دلایلی نامعلوم ادامه اجرای پروژه متوقف شد.

 

 

 

 

 

 

                 درباره محله شنب غازان

 

شنب‌غازان (شام‌غازان) نام یکی از محله‌های شهر تبریز است. این نام از نام مجموعه بناهایی

 گرفته‌شده که غازان‌خان در همین محل (که در آن زمان قریه شام در غرب شهر تبریز واقع شده‌بود)

 بنا کرده‌است. این محله در کرانهٔ غربی تلخه‌رود قرار دارد.

غازان‌خان پس از ورود به تبریز تصمیم به پایتخت قراردادن این شهر گرفت و خود نیز در منطقه شنب‌غازان

 (شام‌غازان) قلعه و بارویی بسیار مستحکم بنا کرد. تبریز در این دوره به نهایت زیبایی و آبادی رسید.

 باروی تبریز و هفت دروازه تبریز دراین دوره بنا شدند.

کلمهٔ شنب‌غازان از دو کلمه «شنب» به معنی گنبد و «غازان» از نام خان غازان برگرفته‌است.

غازان‌خان در طول دوران پادشاهی خویش عمارات بسیار در شنب‌غازان بنا کرد و این مجموعه مرکز

سیاسی و اداری و علمی دوره پادشاهی او بود. «گنبد غازان‌خان» یکی از بناهای عالی این مجموعه

بود که غازان برای مدفن خود ساخت و هم‌اکنون در آنجا مدفون شده‌است. در فرهنگ آنندراج در مورد

 گنبد این مجموعه آمده است: «ارتفاع گنبد این مجموعه را یکصدوبیست گز و قطرش را شصت گز

 نوشته‌اند که اکنون خراب است.» زمانی آن را از عجایب ابنیه اسلامی می‌دانستند. این بنا در سال

 سوم سلطنت غازان شروع و در ۷۰۳ هجری قمری به پایان رسید.

کتابخانهٔ بزرگ و رصدخانه شنب غازان تا مدت‌ها شهرت جهانی داشت.

زمین‌لرزه‌های تبریز این مجموعه را نیز مانند بسیاری از دیگر آثار تاریخی این شهر ویران کرده‌است.

 

 

 

 

 

                  درباره محله ششگلان

 

شِشْگِلانْ یکی از محله‌های تاریخی و اعیان‌نشین شهر تبریز بوده است. این محله از سمت شمال به

 محلهٔ سرخاب، از سمت جنوب به محلهٔ خیابان و رودخانهٔ مهران‌رود، از سمت شرق به محله‌های

 پل‌سنگی و سیلاب و از سمت غرب به محله‌های سرخاب و حرم‌خانه محصور شده و حدود آن

 از پل قاری تا خیابان عباسی می‌باشد. محلهٔ ششگلان صاحب ۶ باب مسجد است که «مسجد امیر

 وزرا» از مهم‌ترین آن‌ها به‌شمار می‌رود. نام این محله در روضات‌الجنان و برخی از منابع قدیمی به‌صورت

 «شش‌گیلان» ذکر شده‌است. امروزه ششگلان خانه‌های تاریخی بسیاری را در خود جای داده و پیش‌تر

 نیز مراکزی نظیر تکیهٔ درویش لاغری، دارالمعلمین و دولتخانهٔ کهنه در این محله قرار گرفته بودند.

محلهٔ ششگلان در دورهٔ ایلخانان که شهر تبریز به پایتختی کشور منسوب شده بود، مرکز نشست

 فرماندار آذربایجان محسوب می‌شد. خانهٔ امیرنظام (موزهٔ قاجار) که در زمان ولی‌عهدی

 عباس میرزا بنا شده نیز در این محله قرار دارد.

 

نادر میرزا دربارهٔ ششگلان می‌نویسد:

کویی است کوچک؛ بیش‌تر مردم آن‌جا اعیان و بزرگان باشند و از

برزن‌های باغ‌میشه‌است. ششگلان را به دفتر «درب ری» نویسند.

 

اعتمادالسلطنه نیز در این باره می‌نویسد:

از عمارات غیرسلطانی در تبریز یکی عمارت عزیزخان سردار کل است

 که در محلهٔ ششگلان واقع و در زیبایی از روی حقیقت اولین عمارت این شهر است.

 

 

عکسهایی از محله ششگلان:

 

مقبرةالشعرا؛ آرامگاه سید محمدحسین شهریار واقع در محله ششگلان.

 ........................................................

طاق نصرت؛ دسته‌های جشن محله‌های ششگلان و شتربان در سالگرد پیروزی مشروطه؛ ۱۳۲۵ هجری.

 

 

 

 

                   درباره محله شتربان

 

شُتُرْبانْ (دَوه‌چی) یکی از محله‌های تاریخی و بزرگ شهر تبریز است. این محله از سمت شمال به کوه

سرخاب، از سمت جنوب به رودخانهٔ مهران‌رود، از سمت شرق به محلهٔ سرخاب و از سمت غرب به

 محلهٔ امیرخیز محدود شده‌است. مسجد عرب‌لر مهم‌ترین مسجد در میان مساجد سی‌گانهٔ محلهٔ

شتربان است. امامزاده سید ابراهیم، درهٔ گرو و میدان صاحب‌الامر نیز در این محله واقع شده‌است.

 سنگ‌نوشتهٔ بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم اثر میرزای سنگلاخ پیش‌تر در امامزاده سید ابراهیم

 نگهداری می‌شد که بعدها به موزهٔ آذربایجان منتقل شده‌است.

 

 

محلهٔ شتربان که در میان عموم مردم به «دوه‌چی» شهرت دارد، در کتب و منابع تاریخی به‌صورت

 «ساربان» نیز نوشته شده‌است. تا اواخر دههٔ چهارم خورشیدی، ساکنان این محله که اغلب آنان

 بازرگان و تاجر بودند، برای حمل و نقل کالا و اجناس خود از شتر بهره می‌جستند. از آن‌جایی که واژهٔ

 «دوه» در زبان ترکی آذربایجانی به معنای شتر است، احتمال می‌رود این منطقه بدین جهت دوه‌چی

 (شتربان) خوانده شده‌است. از ديگر آثار تاريخي محله شتربان مي توان به ميدان صاحب آباد، كاخ

 هشت بهشت (باغ صاحب آباد)، بازارچه شتربان و مسجد حسن پادشاه اشاره نمود.

 

 

جاهای دیدنی محله شتربان:

 

از آثار تاریخی و جای‌های دیدنی محلهٔ شتربان می‌توان به آب‌انبار مشیرالتجار، بازارچهٔ دوه‌چی، پل

 ملامحمد دایی، حمام وزیر، خانهٔ حاج سید یزدانی، خانهٔ حاج علی‌اکبر، خانهٔ حاج کریم، خانهٔ حاج

 مطلب‌خان، خانهٔ قدیم حجت‌الاسلام، خانهٔ میرابوالفضل، خانهٔ میرزا اسحاق‌خان، کاروانسرای آقاآجچی،

 کاروانسرای حاج حسین، کاروانسرای حاج خلیل، کاروانسرای حاج محمدجعفر، کاروانسرای حاج میرزا

محمدامین، کاروانسرای حسن، کاروانسرای کربلایی الله‌وردی، کاروانسرای مشهدی جعفر، کاروانسرای

مشهدی محمد، کاروانسرای ملامحمد دایی، کاروانسرای میرزا ابراهیم، کاروانسرای میرزا رضا صابون‌پز،

گورستان شتربان، مدرسهٔ میرزا مهدی، مسجد دباغ‌خانه، میدان صاحب‌الامر، میدان کاه‌فروشان،

یخچال و یخچال خرابه اشاره کرد که امروزه برخی از آن‌ها از میان رفته‌اند.

 

 

نقل قول ها درباره محله شتربان:

نادر میرزا در خاطرات خود کدخدای شتربان را حاجی میرزا موسی معرفی کرده و هم‌چنین دربارهٔ

قنات‌های این محله می‌نویسد:

 

قنات امام جمعه:

این کهریز بزرگ که رودی است روان از مشرق می‌آید.

 این قنات را حاجی میرزا لطفعلی امام جمعه حفر نموده‌است.

 

قنات امیرنظام:

این کهریز، بساتین نزدیک به قنطرهٔ آجی را آبیاری نماید.

 این قنات را امیر بزرگ محمدخان زنگنه امر به حفر نموده.

 

عکسی قدیمی از محله شتربان:

                                                           
طاق نصرت؛ دسته‌های جشن محله‌های شتربان و ششگلان در سالگرد پیروزی مشروطه؛ ۱۳۲۵ هجری.

 

                                                      

 

 

 

                  درباره محله شاه آباد

 

 

شاه‌آباد یکی از محله‌های شمالی شهر تبریز است. این محله در قدیم به «قوروچای» و «چای‌ایچی»

 مشهور بوده‌است و از دههٔ ۵۰ به‌بعد به شاه‌آباد موسوم شد. البته پیش‌تر «داش‌قاپی» نیز خوانده

 می‌شد و آن به‌خاطر درب قطور و کوتاه سنگی بود که به باور عموم از زمان عثمانی

 در این محله وجود داشته‌است.

در محلهٔ شاه‌آباد پس از سال ۱۳۵۰ مرکز بهداشتی معروف به «شهیاد» نیز احداث شد که در نقشه‌های

 قدیمی تبریز، کوچه‌ای نیز به‌این نام خوانده‌شد. همچنین خیابانی که از سه‌راهی توکلی شروع و تا

گورستان دوه‌چی ادامه دارد و به مجاهدین موسوم شده‌است، در واقع امتداد اصلی محلهٔ شاه‌آباد

 می‌باشد. به‌عبارت دیگر محلهٔ شاه‌آباد بخشی از محلهٔ بزرگ دوه‌چی می‌باشد.

 

 

 

 

 

 

 

                درباره محله سرخاب

 

 

سُرخابْ یکی از محله‌های بزرگ و قدیمی شهر تبریز است. این محله در شمال شهر و در حوزهٔ

استحفاظی منطقهٔ ۱ شهرداری تبریز واقع شده‌است. میرزا عبدالرحیم طالبوف زادهٔ این محله بوده‌است.

 این محله در جوار کوه عون بن علی قرار گرفته‌است.

نادر میرزا در تاریخ و جغرافیای دارالسلطنهٔ تبریز می‌نویسد:

 

کوی و بستانی بزرگ است. به نام آن کوه (ی) خوانده‌اند که کوی به سفح آن است. این کوی مرتفع و

مشرف بر همه شهر است. هوای این نیک وبه اعتدال است. روزها به تابستان گرمتر بود که خورشید ب

راین کوه خشک تابد. چون پاسی از شب بگذرد سنگها را گرمی برود و هوا نیک شود. خاک این کوی

سخت و با ریگ مخلوط است. چون دیوارها نهند سخت تر گردد و به زمین آن رطوبت نبود. بساتین این

کوه کمتر است. توت بیدانه و بادام و فندق و امرود آن نیکوست. کدخدای آن امروز میرزا جواد خان فرزند

حاجی میرزا علی وکیل دیوانخانه و از خاندان بزرگ است که بدین نامه بیاید. بقعه مبارکه سید حمزه در

 این کوی است که زیارتگاه تمامی مردم شهر است و این بقعه در وسط این کوه‌است.

 

 

 

 

 

                    درباره محله رواسان

 

 

رواسان یکی از محله‌های جنوب غربی شهر تبریز است که در منطقه ۷ این شهر واقع شده‌است. این محله که گاهی اوقات به‌تبعیت از واژهٔ تهرانی «لواسانات»، «لواسان» نیز خوانده می‌شود، در زبان مردم محلی راواسان تلفظ می‌شود و در قدیم دهکده‌ای پررونق و باصفا در سمت جنوب غربی تبریز بوده‌است. این محله در اثر گسترش شهرسازی تبریز به سرنوشت سایر روستاهای همجوار تبریز دچار شده و هم‌اکنون کاملاً به تبریز چسبیده و به‌یکی از محله‌های محروم این شهر تبدیل شده‌است. آب گوارای چشمه‌های رواسان و باغات بسیار باصفای آن منظره‌ای زیبا به‌آن داده‌بود که البته هنوز نیز می‌توان آثار و بقایای آن را مشاهده کرد. بافت قدیمی آن با وجود ورود تازه‌واردان شهری، به‌خصوص آلاینده‌های چشمگیر آن‌ها هنوز پا برجاست، از جمله محل آسیاب قدیمی آن که در نزدیکی مسجد قدیم رواسان و میدان اصلی آن واقع شده‌است و به‌صورت آبشار زیبایی قابل مشاهده می‌باشد.

برخی از شخصیت‌های مشهور استانی و کشوری از این محله به‌پا خاسته‌اند. از جمله «محمدحسن لواسانی» پزشک ارتوپد و نمایندهٔ چند دورهٔ تبریز در مجلس شورای اسلامی و «پروفسور رواسانی» که چندین سال است که مقیم خارج از کشور شده‌اند.

 

 

 

 

 

 

                 درباره محله راسته کوچه

 

راسته‌کوچه یکی از محله‌های مرکزی و اعیان‌نشین شهر تبریز می‌باشد. بیش‌تر ثروتمندان و

صاحب‌منصبان در این محله سکنی دارند و یکی از نزدیکترین محله‌های تبریز به بازار و مساجد مهم شهر

می‌باشد. مسجد جامع تبریز، مسجد قزللی، مسجد انگجی و... از مساجدی هستند که در این محله

واقع شده‌اند و نقش بسیار مهمی در حوادث و رویدادهای تاریخی تبریز داشته‌اند. خانهٔ مسکونی حاج

مهدی کوزه‌کنانی -محل تجمع مشروطه‌خواهان که هم‌اکنون به موزه مشروطه تبدیل شده‌است-

در این محله قرار دارد.

 

 

 

 

 

 

                  درباره محله خیابان

 

 

خیاوان یا خیابان یکی از محله‌های قدیمی شهر تبریز است. این محله مرکز فرماندهی جنبش‌های تحت فرمان باقرخان در دوران مشروطه بوده‌است و سهم به‌سزایی در پیروزی این انقلاب داشته‌است. محلهٔ خیابان به‌طور تقریبی از سمت شمال به رودخانهٔ مهران‌رود، از سمت جنوب و شرق به بلوار آزادی و از سمت غرب به خیابان شهید منتظری محدود شده‌است. دلیل نامگذاری محلهٔ خیابان بدین نام، احداث اولین خیابان شهر تبریز (خیابان امام خمینی) بوده که از داخل این محله عبور می‌کرده‌است.

 

 

 

 

 

                   درباره محله خطیب

 

 

این محله یکی از قدیمی ترین محله های تبریز است که حوادث تاریخی بسیاری را شاهد بوده است یکی از واقعه ها انحدام دشمنان ستارخان در سنگر خطیب بود. این محله میزبان جهان گردان بسیاری هم بوده است که در نوشته های آنها چنین توصیف شده است : ایالتی است که چهار طرف آن را باغات انگور محاصره کرده است و مردم آن بسیار مهمان دوست وگرم و صمیمی هستند. در شهر تبریز این محله را برزیل خطاب می کنند و دلیل این خطاب نیز فوتبال خیز بودن خاک آن است و بیشتر جوانان آن در زمینه فوتبال بسیار با استعداد و خلاق هستند به نحوی که به جرات می توان گفت سه تیم این محله یعنی شهدا و کوشش و شاهین خطیب در شهر تبریز و حتی آذربایجان رقیبی ندارند و سه تیم اول لیگ های محلات بی شک این سه تیم محله خطیب هستند.از بین فوتبالیست های مشهور این دهه ی کشور که از این محله رشد ونمو کردند میتوان به رسول و حسین خطیبی - محمدعلی فریدی خطیبی - هدایت شهریاری و بسیاری دیگر که در تیم های پایه ی تیم ملی بازی می کنند اشاره کرد. این محله از لحاظ فرهنگی نیز بسیار غنی است که در این مورد نیز می توان به دکتر احمد خطیبی -دکتر صادق باغبان خطیبی و مهندس اسماعیل خطیبی که در دانشگاههای معتبر آلمان تحصیل کرده و آموخته های خود را در جهت پیشرفت ایران به کار می برند اشاره کرد.


در ضمن یکی از اساتید محترم دانشگاه و عضو شورای شهر تبریز جناب آقای دکتر رسول درس خوان

میباشد که یکی از همشهریان عزیز به نام  آقای صابر  به ما پیشنهاد فرمودند.

ضمن تشکر از آقای صابر و پوزش از آقای دکتر رسول درس خوان که از قلم افتاده بود.


 

 

 

 

 

                   درباره محله حکم آباد

 

'حکم آباد' نام محله‌ای کهن از محلات شهر تبریز است. در زمان ناصرالدین شاه قاجار, این کتب حاوی اطلاعاتی است درباره پیشینه تاریخی, فرهنگی, اجتماعی و سیاسی محله حکم آباد که در شش فصل سامان یافته است. در فصل نخست از وجه تسمیه 'هکماوار' و 'حکم آباد', موقعیت جغرافیایی, جمعیت, دروازه‌ها, میدان‌ها و برخی محله‌های کوچک, وسایل نقلیه و بناهای قدیمی حکم آباد صحبت شده است. در فصل دوم تلاش شده تصویری از حیات اجتماعی و شیوه زندگی مردم در این مجلد به دست داده شود. این فصل شامل این مطالب است: ساختار اجتماعی و فولکلوریک منطقه در گذشته, جامه‌ها و شیوه تهیه آنها, مشاغل عمده و راه‌های امرار معاش اهالی, سطح سواد و آگاهی, خصوصیات و باورها, مساجد, حل اختلاف‌ها, طبابت و طبیبان, بازی‌های کودکان, شیوه میهمان‌داری و غذاهای سنتی, اعیاد, عزاداری, مراسم ازدواج, لوطیان محل. فصل سوم به بررسی نقش 'هکماوار' (حکم آباد) در اقتصاد آذربایجان, بررسی امتیازات کشاورزی منطقه و تاریخچه قنات‌ها اختصاص دارد. در فصل چهارم تاریخ سیاسی و حوادث مهم منطقه, 'هکماوار' با این عناوین بازگو می‌شود: وقایع انقلاب مشروطه در محله هکماوار, هکماوار در زمان حکومت فرقه دموکرات آذربایجان, زمینه‌های انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی در هکماوار. فصل پنجم درباره نویسندگان و فرهیختگان هکماوار است که عبارت‌اند از: سید احمد کسروی (تبریزی), حاج فیروز رنجبر, حاج علی عطاییه (نجار اوغلو), دکتر محمد حسین سرورالدین و چند تن دیگر. در آخرین فصل وضعیت حکم آباد امروز (آن چنان که در سال 1381 ش بوده), توصیف شده است. مطالب کتاب با فهرست منابع و نمایه اسامی به پایان می‌رسد.

اندیشه­ای بر یک ضرب المثل

ضرب المثل: «حُکم آباد اوزاق ، کَردی سی یاخین»

معنی: حکم آباد دور ، باغچه اش نزدیک

نمونه مشابه: «همدان اوزاق، کَردی سی یاخین»

کاربرد: وقتی دو نفر بر سر یک مسئله بحث می­کنند و جواب آن مسئله در همان نزدیکی ها در نزد فردی و یا در محل خاصی واقع شده است. یکی از طرفین ابتدا این ضرب المثل را بر زبان می­راند و سپس طرف مقابل را دعوت می­کند که برای اثبات حقیقت، پیش آن فرد و یا بدان محل که بسیار نزدیک و قابل دسترساست مراجعه کند.

 

در این مثل از یک عنوان جغرافیایی خاص بنام «حکم آباد» یا «هوهماوار» یاد شده. بلی حکم آباد یکی از مناطق تبریز است که در شمال غربی آن واقع شده است. حکم آباد اصلی ترین قطب سبزی کاری در تبریز و آذربایجان شرقی به شمار می­آید . البته باید دانست که قدمت سبزی کاری در این منطقه بسی طولانی می ­باشد.

برای مثال در عهد قاجار نیز حکم آبادی ها پیشه سبزی کاری داشتند. برای این گفته خود یک مدرک تاریخی ارائه می­کنیم. نادر میرزا قاجار در کتاب خوراک های ایرانی در باره حکم آباد می­نویسد:

«به شهر تبریز کویی است بس فراخ که آن را حکم آباد نامند، همه مردم بدان کوی باغ ها و کاریزها دارند و درخت آن باغ ها همه بادام است و زمین آن سبزی های خوردنی که تبریزی ها در آن کوی کارند و به همه شهر از آن جای آرند ... تبریزیان بهاران بدان جای روند. مردم آن جا این کوکو (کوکوی سبزی) نیک پزند و به شهر شهره است.»
 
 
 
 
 
 
 

 

 

               درباره محله چوست دوزان

 

 

چوست‌دوزان یکی از محله‌های شمالی شهر تبریز است. این محله از سمت شمال به محلهٔ امیرخیز، از سمت جنوب به محلهٔ ویجویه، از سمت شرق به محلهٔ سنجران و از سمت غرب به محلهٔ عموزین‌الدین و رودخانهٔ مهران‌رود محدود شده‌است. بیش‌تر ساکنان چوست‌دوزان از روستاهای مختلف آذربایجان و به‌خصوص منطقهٔ ارسباران به این محله مهاجرت کرده‌اند. به‌جهت دوخت نوعی کفش ساده به‌نام چوست در این محله، مردم تبریز آن را «چوست‌دوزلار» می‌خوانند که معادل ترکی واژهٔ چوست‌دوزان است. در تاریخ اولادالاطهار این محله باعنوان «چوست‌دوزلو» نوشته شده‌است.

 

 

 

 

 

 

                   درباره محله چرنداب

 

چَرَنْدابْ (چَهارْاَنْدابْ) از محله‌های قدیمی و تاریخی شهر تبریز است که در مرکز این شهر واقع شده‌است.[۱] این محله از سمت شمال به محلهٔ مهادمهین، از سمت جنوب به تپه‌های یانیق، از سمت شرق به محلهٔ نوبر و از سمت غرب به محلهٔ لیل‌آباد محدود شده‌است. از مهم‌ترین کوی‌های چرنداب می‌توان به تاجرباشی، درویش‌لر، سیدلر، طوماس، عین‌الدوله و کردان اشاره کرد که کوی کردان (گوران) بزرگ‌ترین آن‌ها است و ساکنان آن را علی‌اللهی‌مذهبان تشکیل می‌دهند. همچنین قنات‌های حسین، سراج، سلطان، طوماس و میرزمان در این محله واقع شده‌اند.[۲]

بنابه نوشتهٔ تاریخ اولادالاطهار، چرنداب از محله‌های اصلی شهر تبریز به‌شمار نمی‌رود؛ بلکه این محله از دو بخش با نام‌های چرنداب مهادمهین و چرنداب نوبر تشکیل یافته و از توابع محله‌های مهادمهین و نوبر محسوب می‌شود. امروزه بخش بزرگی از محلهٔ چرنداب در پیرامون خیابان طالقانی قرار گرفته‌است. مسجد امامزاده مهم‌ترین مسجد این محله محسوب می‌شود؛ به‌طوری که جلوخان آن، مرکز محلهٔ چرنداب به‌شمار می‌رود.[۲]

گورستان تاریخی چرنداب (مقبرةالوزرا) مدفن قطب‌الدین شیرازی، عبدالله صیرفی، عطاملک جوینی و بسیاری دیگر از ادیبان و عارفان ایران است. به همین منظور با همکاری شهرداری و دانشگاه هنر اسلامی تبریز، یادمانی در این محل نصب خواهد شد.[۳]

نادر میرزا دربارهٔ چرنداب می‌نویسد:[۲]

« چرنداب از کوی‌های دیرین تبریز است و نام آن در نامه‌ها برده‌اند؛ به ویژه قبرستان آن‌جا را که شمس‌الدین صاحب دیوان بدان‌جا آسوده‌است. این کوی را کدخدا حبیب‌الله خان است.  »
« گورستان چرنداب مشهورترین مزار است در جنوب غربی شهر و مدفن بسیاری از بزرگان است.  »

کمال خجندی در وصف این محله می‌گوید:[۱]

تبریز مرا راحت جان خواهد بود پیوسته مرا ورد زبان خواهد بود
تا درنکشم آب چرنداب و گجیل سرخاب ز چشم من روان خواهد بود

 

منبع:

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ چرنداب. لغت‌نامهٔ دهخدا. بازدید در تاریخ ۲۴ اکتبر ۲۰۰۹.
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ذوقی، فریبرز و نیکنام لاله، ایوب. تبریز در گذر تاریخ. چاپ اول، تبریز: انتشارات یاران، ۱۳۷۴.
  3. نصب یادمان بزرگان عرفان، ادب و هنر در تبریز. خبرگزاری قرآنی ایران. بازدید در تاریخ ۲۴ اکتبر ۲۰۰۹.

 

ادامه مطالب این بخش
     
صفحات اصلی آرشیو شده

تمامی حقوق مادی و معنوی " تاریخچه ی محلات تبریز " برای " مهدی " محفوظ می باشد!